قصه های امیر علی

  • گاهی آدم های تصمیم می گیرند دار فانی تجرد را وداع گویند و به جهان این روزها نه چندان باقی تاهل بشتابند!فارغ از مسائل و دشواری های ازدواج و مشکل مسکن و بیکاری و بالا بودن سطح توقع خانواده ها آنچه ذهن را بر می آشوبد آیین و رسوم دست و پا گیر ازدواج است که بی شک فقط در کشور ما این چنین اپیزودیک به نمایش در می آید :خواستگاری،بله برون،شربت خورون،شیرینی خورورن ،جهازبرون،خلعت برون،حنابندون،عقدکنون،عروسی،پایتخت و غیره.ناگفته نماند لابه لای این ها ،مراسم حساس تعیین شیربها و مهریه هم برگزار می شود که خود حکایتی مفصل دارد. البته چون خواهرم مریم با پسردایی ام فرهاد ازدواج می کرد ،برگزاری مراحل مقدماتی این تورنومنت ماراتن گونه بی مورد می نمود ،از این رو ما خیلی زود به نیمه نهایی و فینال رسیدیم.در این دوره ها عموما یک کارت سفیدرنگ چاپ می شود ،با نوشته های طلایی که به دلیل نادیده گرفته شدن کنتراست اساسا قابل خواندن نیست ولی اگر کسی حوصله کند  و متن این دعوتنامه ها را مطالعه کند با بی ربط ترین و کم معنی ترین جملات ،استعاره ها و تشبیهات جهان ادبیات مواجه خواهد شد! چیزهایی توی این مایه ها که ((دو کبوتر سبکبال ،آشیانه عشق می سازند و حضور صمیمی شما عزیزان بالای آن درخت خوشبختی ،مایه سرافرازی ماست!)) یا ((امشب در المپیک زندگی دو قهرمان داریم ،باشد که میان تشویق های بی امان شما  مدال طلای سعادت را به گردن آویزند!!!)) در مرحله ی بعدی عروس و داماد سوار بر خودروی مزین به انواع نباتات،شادی خود را به گوش مردم شهر می رسانند ،البته با شیوه ای آشنا که در آن راننده به وسیله بوق و به شکلی موزون ،مصدر دیدن را در زمان گذشته به شکل زیر صرف می کند:

  • ((دیدید دید،دیدید دید، دیدی دیدی دید دید))


انچه خواندید چند پاراگراف از کتاب قصه های امیر علی جلد یکم بود.

امیر علی نبویان را ابندا در رادیو هفت شنیدم و شناختم...بعد از آن هر یکشنبه داستان هایش را دنبال میکردم..بعد از منحل شدن این برنامه عوامل آن در شبکه 4 در برنامه صد برگ به کار خود ادامه دادند...تا اینکه کنکوری شدم و دیگر نمیدانم چه شدند!!!

+هر 4 جلدش را خریده ام و بعد از خواندن هر جلد قستمی از آن را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

+زنده یاد رادیو هفت!

+عیدتون مبارک 

+ نوشته شده در شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۵۳ توسط :: فروردین :: | سخنی؟حرفی؟
Frozen Fire
۱۸ شهریور ۹۶ , ۱۷:۵۵
من در زمان کنکور اتفاقا هر چهار جلدشو خوندم!
خیلی بامزه‌س واقعا.دامنه‌ی لغاتشم خیلی وسیعه ماشالا!

+واقعا زنده باااااااد :) تیم بی‌نظیرین.
+عید شمام خیلی مبارکه 3>

پاسخ :

عه...چه خوب :) ره واقعا بعضی وقتا میگم این همه وازه رو از کجا میاره؟!
 
بلعه! زنده باد زنده یاد رادیو هفت!

:))
فِ. شین.
۱۸ شهریور ۹۶ , ۱۷:۵۶
عید شمام مبارک (:

پاسخ :

:)
Dr. Nelii
۱۸ شهریور ۹۶ , ۱۸:۰۰
وااای منم طرفدارپروپاقرص امیرعلی ام.
رادیو هفت رو به عشق قصه های امیرعلی میدیدم.منم تو برناممه کتاباشو بخرم *____*

پاسخ :

حتما بخون کتاباشو عالین :)
Va hid
۱۸ شهریور ۹۶ , ۱۸:۲۱
اون کتاب نخوندم!!

علایقتون خاص!!!!!!!

بهر حال!!

عید بر شما مبارک!!

پاسخ :

بخونید خب!

ما اینیم دیگه :دی

:)
علیـ ــر ضــا
۱۸ شهریور ۹۶ , ۲۰:۴۸
عیدتون مبارک
خیلی خوب این برش 

پاسخ :

 :)
علی آقا:)
۱۸ شهریور ۹۶ , ۲۱:۰۵
سلااامم:)
چه خلاصه بانمک شیرینی
ازش نوشتی:)
من هم قبل کنکورم،خیلی برنامه دنبال میکردم
دردوره درس خوندن براکنکورم
دیگه ندیدمشون،مثلاًمن جمعه ایرانی رابرای روحیه گرفتن
هرجمعه میشنیدمش
ولی حالادیگه پخش نداره:)

پاسخ :

جمعه ایرانی رو چن بار چن سال پیش گوش دادم...مایه  یتاسفه که برنامه های خوب یکی بعد از دیگری برچیده میشن :(
Aramam .F
۱۹ شهریور ۹۶ , ۱۳:۳۵
این چهار تا کتاب عالییییییییییین:)
من که خیلی از خوندنشون لذت بردم...

پاسخ :

چه خوبه که خوندینشون :)
گیسو ..
۱۹ شهریور ۹۶ , ۱۸:۴۳
سلام فروردین:))
چقوخوب نوشته^_6
من تاحالانخوندم کتاباشو؟!!-_-

پاسخ :

سلام گیسو ^__^
بخون کتاباشو...طنزش قویه :)
مائده:)
۲۰ شهریور ۹۶ , ۰۶:۴۲
اتفاقا من الان مشغول خوندن جلد یکشم :) رسیدم قسمت هفدهم!
من اول جلد چهار رو خوندم بعد جلد یک ، کاملا تکامل قلم نویسنده رو از جلد یک تا چهار میشه حس کرد ^_^ 
خیلی حس خوب میده و خستگی رو از تن آدم بیرون میبره:)

پاسخ :

عه چه خوب :)

من الان دومی رو دارم میخونم...هنوز به چهارمیش نرسیدم..

خیلی خوبه :)
محدثه :)
۲۰ شهریور ۹۶ , ۱۲:۴۴
چه صداتون خوبه :)
من الان فهمیدم کدوم بودید :)
چرا انصراف آخه :(

پاسخ :

شما لطف داری :)

+ :)
Unknwon 96
۲۱ شهریور ۹۶ , ۱۳:۳۸
سلام

وبلاگتون خیلی خوبه 

خیلی خوشحال میشم به وبلاگ من سربزنین و دنبال کنین






پاسخ :

:/

:|

:\
ماهی قرمز
۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۶:۱۱
امیرعلی عاالیه :) 
لادن --
۲۵ شهریور ۹۶ , ۰۷:۵۰
بعد از صد برگ یه برنامه ی اینترنتی راه انداختن، اگه اشتباه نکنم ویدانما. یه نرم افزار داشت که از طریق اون میشد هر قسمت از برنامه رو دنبال کرد. ایده ی بدی نبود اما تا زمانی که من دنبال میکردم مخاطب زیادی نداشتن. الان خبر ندارم هنوز هست یا نه. ولی کل عوامل رادیو هفت حرفه ای بودن.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان