از سری سوتی های اینجانب! قسمت اول


چند روز پیش که داشتیم باهم تو تلگرام حرف میزدیم  گفت فروردین دخت گفتم جانم ..گفت جانت بی بلا..میگم اون واسه چشم نبود ؟🤔میگه خب جانت به دنیا!

یاد یه خاطره افتادم ... وقتی دوم راهنمایی بودم روز اول مهر که رفتم مدرسه ناظممون یه نگاه بهم کرد و گفت ماشالله چه بزرگ شدی...منم که اون موقع ها خجالتی(!) ... برگشتم گفتم چشماتون بزرگ میبینه o_O  هیچی دیگه همینجوری که داشت از خنده ریسه میرفت فهمیدم چه سوتی بزرگی دادم :/


+چی شد که یه سری کلمه ها محدود شدن به هم دیگه ؟ 

+ نوشته شده در شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۲ توسط :: فروردین :: | سخنی؟حرفی؟
جناب دچار
۰۶ اسفند ۹۶ , ۱۲:۲۵
راهنمایی قشنگ تر بودا :)

پاسخ :

آرههه ^_^
آقای سین
۰۶ اسفند ۹۶ , ۱۶:۱۰
«چشمای شما که فقط زمین رو میبینه برادر»
یاد این دیالوگ فیلم دلشکسته افتادم

پاسخ :

این فیلمو خیلی دوست دارمم :)
علیـ ــر ضــا
۰۷ اسفند ۹۶ , ۲۲:۱۳
😂😂⁦🖐🏿⁩⁦🖐🏿⁩
حوا ...
۱۰ اسفند ۹۶ , ۰۴:۴۰
چه جوابی :))

پاسخ :

^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان