از سری سوتی های اینجانب ؛ قسمت دوم

فکر کنم یکی از بزرگترین سوتی های تاریخ عمرم رو دیروز دادم !.. قضیه از این قراره که دیروز محفل ادبی بود توی دانشگاهمون و منم خیلی دیر رفتم ...یعنی کلاسم خیلی طول کشید و تا بخوام منتظر سرویس بمونم یه 45 دقیقه ای مونده بود واسه همینم گفتم برم محفل ادبی یه استفاده ای از این تایم پرت کنم... همین که رفتم اونجا یهو یکی از دوستام اومد گفت که اسمتو دادم بری شعر بخونی :/ همونجا یخ زدم ینی ...حالا فکر کنید من تند تند توی گوشیم در حال پیدا کردن یه شعر مناسب هستم که یهو صدام زدن :/

همینجوری با استرس تو فاصله ی بین صندلی تا به دست گرفتن میکروفون تصمیم گرفتم که کدوم شعرمو بخونم . رفتم بالا میکروفونو گرفتم دستم اما هی نویز مینداخت ...بعد مسئول کارگاه ادبی گفت که گوشیتونو تو حالت پرواز بذارین تا نویز نیفته...بعد من در حالی که گوشیم دستم بود اشاره کردم به صندلیم و گفتم گوشیمو نیاوردم اصلا :/

همچین قبافه ی حق به جانبی گرفتم و این حرفو زدم که خودم الان در تعجبم... بعد که شعرمو خوندم و تموم شد مجری گفتش که مطمینید گوشیتون رو حالت پروازه؟ من که فهمیدم چه سوتی ای دادم ! گفتم که گوشی من شارژش تموم شده تو کیفمه و این هم گوشی دوستمه و نمیدونم چطوری باید تو حالت پرواز بذارمش :////

الان که فکر می کنم میتونه سوتی شماره یک عمرم باشه ...نامبر وان...الان دارم فکر میکنم تو روزای آینده که اهالی محفل ادبی دانشگاه رو دیدم چطوری راهمو کج کنم که منو نبینن .. :/


+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۵۷ توسط :: فروردین :: | سخنی؟حرفی؟
بنفشه ❤
۰۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۱۴
عالی ای تو:)))))))))خیلی خوبه آدم یکی بدتر از خودشو پیدا میکنه:دی

پاسخ :

😂😂😂😂
به  زندگی امیدوار شدی اصن 😅
รђคђt๏t :)
۰۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۵۸
وای خدای من تو عالی هستی فرودین 😂😂
نگران نباش این سوتیای ترمکی رو هممون داریم فک کنم .
من یادمه اوایل که اومدم دانشگاه یه روز سرکلاس بافت عملی چون بچه هارو خوب نمیشناختم ، برام یه سوال پیش اومده بود رفتم به یه پسره گفتم استااااد این لامِ چیه ؟ 😑😑
قیافه پسره 😦
من 😶
استاد 😐
لامای کلاس بافت شناسی 😂😂
اصلا یه اوضاعی بود تا چند روز سعی میکردم زیاد دیده نشم :| :)))

پاسخ :

عالی بودد  

کلی خندیدم...
منم یه بار فکر کردم یکی از همکلاسیامون کارورزه :/ 
مائده:)
۰۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۱۰
بنظرم حق اینو داری که با کلت دوستتو بزنی -_- :دی
فروردین دخت جانمان چطوره؟:)))

+بی برنامه ترین و سرگردون ترین موجود عالمم!اصلا نمیدونم دوباره ازکجا شروع کنم خوندنو بعد این وقفه! :( 

پاسخ :

واقعا تو فکر اینم چجوری بکشمش طبیعی جلوه کنه 😅😅😅

+اصلا  نگران نباش مائده جان...همین الانشم مطمئنم خیلی جلویی :) در مورد آیدی هم  شرمنده ام من :((( ولی هر سوالی داشتی بپرس همینجا...اینجا رو هر روز چک می کنم :)
مائده:)
۰۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۰۲
اگه ایده ای داشتم حتما اطلاع میدم :دی

+ نگرانم ، خیلی.. دشمنت شرمنده عزیزجانک ^_^ 
:)

پاسخ :

نگران نباش اصلا... تا قبل از امتحانا تا جایی که میتونی خوب کار کن که زمان امتحاناتت بعید میدونم بتونی خیلی تستی کار کنی 
میم . الف
۰۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۴۳
پیش آمده دیگه پیش میاد 😂😂

پاسخ :

مرسی دلداری :)))
آنیا بلایت
۰۷ ارديبهشت ۹۷ , ۰۱:۱۵
وای هنوزم حرف زدن و شعر یا متن خوندن پشت میکروفون بزرگترین فوبیای زندگیمه:)) آخرین بار دوم راهنمایی بودم که یه مراسم ادبی برای دفاع مقدس توی کانون پرورش فکری برگزار شده بود که وقتی نوبت من رسید اون اولش اونقدر شروع کردن واسم سخت بود که مردنم رو قشنگ حس میکردم:)) بعد یهو دیدم دو تا از مربی ها پچ پچ میکنن و به من نگاه میکنن که دیگه حالم رو بدتر هم کرد:)) خیلی وحشتناک و بدجور متنم رو خوندم و هنوزم یادم میوفته دوست دارم از صفحه روزگار محو بشم:'))) و واقعا امیدوارم یه روزی بتونم با این ترسم کنار بیام-_-

پاسخ :

من بر عکستو میکروفونو خیلی دوست دارم ولی خب میدونی ...خودمم نمیدونم چی شد ک اونطوری هول شدم 😅
مسـ ـتور
۰۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۱۶
عزیززززززم *_* 
شعر می سرایی تو هم؟ 

پاسخ :

بلییی ^_^
غمی ‌‌
۰۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۱:۳۹
کسی شک نکرد که اصلا شاید شعرم واسه دوستتون باشه‌؟ :)))))

پاسخ :

نه شعرا رو میدونستن واسه خودمه :))))
علیــ ـرضا
۰۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۴:۳۷
😀😀👏👏
فدای سرت نامبر وان دایرکشن جدید 
دیگه پیش میاد شاعر 

پاسخ :

بله دیگه پیش میاد😅
آقای سین
۰۹ ارديبهشت ۹۷ , ۱۵:۵۳
دخترک لرزان و ترسان
گوشیِ نامرد اما، نویز افشان!
می شود احوال آنان شاد و خندان :)

پاسخ :

ای بابا😅 خیلی خوب بود این شعرهههه 😄😄
گلاویژ ...
۱۰ ارديبهشت ۹۷ , ۰۴:۵۹
من قبلا خیلی بابت سوتی هام خودخوری می کردم، زین پس دیگه خودخوری نمی کنم:دی
راستی سلام :) 

پاسخ :

سلام ^_^
ینی منم میتونم؟ 🙄 تلاشمو میکنم :)))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان