عشق آن پزشک مشهور شهر است !

یادم نیست علاقه ام به رادیو کی شروع شد؟ وقتی که مهد کودک میرفتم و جلوی اون همه آدم میکروفون دستم میگرفتم و نمایش بازی میکردم؟ موقعی که دبستانی بودم و مجری برنامه های تو مدرسه می شدم؟ یا وقتی دبیرستان رفتم و تو چند تا همایش بزرگ مجری شدم؟ یا حتی اون وقتی که تو برنامه ی مشاعره شرکت کردم؟ نمیدونم کی بود... ولی حتی اگر موفق ترین بشم تو حرفه ی خودم  بازم دلم میخواد یه وقتایی میکروفون دستم بگیرم و شعر بخونم... ولی راستش فکر نکنم دیگه مجالی باشه...خداحافظی ازش سخته واسم...نمیتونم کنار بیام...

+ قرار بود که مجری یه برنامه تلویزیونی مخصوص نوجوانان باشم که خب بخاطر کنکور نتونستم ....پشیمون نیستم ولی... من پزشکی رو بیشتر دوست داشتم و دارم....

+ رفتم نمایشگاه کتاب و بیمار بعدی یاسر قنبرلو رو گرفتم....عالیه این کتاب ..عالی

  یه تیکه اش میگه که :

عشق آن پزشک مشهور شهر است....یک جمله دارد ! بیمار بعدی  :)

+ نوشته شده در جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۱۹ توسط :: فروردین :: | سخنی؟حرفی؟
گوشنا صبور
۲۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۲۱
رادیو عشقه
خصوصاً اخبار و داستانش
کلا عشقه!

پاسخ :

رادیووووو  :)))
Va hid
۲۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۲۳
بله  شعر و مشاعره  به کنار عشق  پزشک مشهور شهر!!!

پاسخ :

:))
مائده:)
۲۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۲۳
*_*

پاسخ :

:)))
آشنای غریب
۲۱ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۲۹
با دوستان که فوتبال بازی میکنیم
معمولا سه تیم میشیم
هر تیم که برنده بشه 
میگه  تیم بعـــدی

یاد اون افتادم

پاسخ :

:)))
آقای سین
۲۱ ارديبهشت ۹۷ , ۱۴:۰۸
بیمار بعدی لطفا :))

پاسخ :

:)
وجوج جیم
۰۷ خرداد ۹۷ , ۱۵:۵۴
همیشه تصورم از رادیو این بود که یه عده تو تاریکی نشستن کنار هم و خودشون هم صورت همدیگه رو نمی بینن و فقط با هم حرف می زنن:)))

پاسخ :

😂😂😂😂 اتفاقا اصلا اینطوری نیس
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان