شانه های خسته ی غرور من

دلم می خواهد تا بهار بدوم

تمام  فصل های زندگی را...

(فروردین دخت)


+شانه های خسته ی غرور من درد می کند...:(

+ نوشته شده در جمعه ۶ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۵۵ توسط :: فروردین :: | سخنی؟حرفی؟
Haa Med
۰۶ آذر ۹۴ , ۱۸:۱۱
منم یه همراه میخوام.

پاسخ :

خداوند همیشه همراهتان....
آبان ...
۰۶ آذر ۹۴ , ۱۸:۱۷
من دلم بهار می خواهد ..باید این پاییز طولانی تمام شود ..ماها است که در پاییز گیر کرده بودم اما انگار بهار نزدیک شده این روزها :)

پاسخ :

بهاری باشی همیشه....
پلاک هفت
۰۶ آذر ۹۴ , ۱۸:۲۱
ولی زمستانم را آرزوست..:)

پاسخ :

زمستون هم قشنگه...:) البته اگه برف بیاد تعطیل شیم..
بانو ف تک نقطه
۰۶ آذر ۹۴ , ۱۸:۴۲

ای جان .. چه لطیف بود .. بهار و فروردین البته همیشه لطیفن ..

پاسخ :

:)
asra ツ..
۰۷ آذر ۹۴ , ۱۷:۲۱
کلا بهار یه چیز دیگه است :)

پاسخ :

اوهوم:)
من (^_^)
۱۰ آذر ۹۴ , ۱۶:۱۹
این نیز بگذرد... :)

البته با حال و احوال و حسای ما، گاهی به سختی...

پیش منم بیا، اگه خوشت اومد لینک کنیم مرسی ^_^

پاسخ :

آری...این نیز بگذرد...
پریسا ایرانی
۱۴ آذر ۹۴ , ۱۳:۰۶
چقدر این حرف به حال من نزدیکه بانو :) 
به زودی لینک و دنبال میشی 

پاسخ :

چه خوبه که همفکریم! :)
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان